![]() |
![]() |
|
| .: دو چشم دو نگاه :. |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 آبان1386ساعت 21:45 توسط محمد |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 آبان1386ساعت 21:39 توسط محمد |
|
|
صدای سنگینی قطرات اشک بود و دل دل کردن با ... هر کسی چیزی زیر لب می گفت از آرزو از پرواز از ملکوت از...عشق می گفت و چه با شکوه بود... پا به پا با شهدا تا... اوج حتما در ادامه مطلب ۸ عکس دیگر را از حواشی این مراسم ببینید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 آبان1386ساعت 21:37 توسط محمد |
|
|
تهران میدان توحید دیگر عادت کرده ایم به زندگی در شهر در همهمه در دود در ترافیک عادت کرده ایم و خو گرفته ایم به هم قفس بودن با آهن پاره ها آری اینجا پایتخت است... اما نمی دانم تهران یا زندان؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 20:41 توسط محمد |
|
بیابان حوالی آران و بیدگل فقط کافی است ببینیم هر چه آفریده زیباست حتی ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 20:33 توسط محمد |
|
|
*به پیشنهاد دوستان شعر و عنوان عکس را تغییر دادم. با تشکر از راهنمایی آنها. دلی دارم پاییزی تنی دارم شکننده به وسعت خش خش برگهای زرد... زیر پای زندگی! خسته ام... خسته ام از رویا و آرزو... و تنها آه سرد نهان در نفس های بریده ام که پا به پای من می آید و ... و دوباره طعم تلخت، ای زندگی...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 آبان1386ساعت 23:30 توسط محمد |
|
محل: اطراف کاشان
مهم نیست کجا و در چه عصری هستیم. مهم "ماییم" و بس! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 آبان1386ساعت 22:59 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
محمد فاضل -- محمد اسفندیاری
دو دانشجوی ارتباطات هستیم. تو دنیای نگاه ها و صدا های امروز. صدای عکسها رو دوست داریم. یه محله از عکس راه انداختیم تا همه بشنویم آنچه را که دیدنیست. |
نجوای درون
عکس های قبلی ما
سر خط
در کنار یار
پچ پچ و خنده
مهم ماییم
طعم تلخ زندگی
کویر
تهران یا زندان
تا اوج
خزان
شبنم
لبو
پنچرگیری سیار
فانوس و مه
نیمکت بارانی
پس از باران
همیشه با هم
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
|
RSS
|